" هر چیزی که محکم بود دود شد و رفت به هوا و هر آنچه مقدس بود ، تقدسش را از دست داد . "
این روز ها همه برای خود ساختمان ضد زلزله می سازند . ساختمان های مقاوم با استحکام بالا . به امید آنکه از گزند آسیب های ناشی از زلزله در امان بمانند . به امید آنکه وقتی وسایل خانه شان شروع به تکان خوردن کرد آن ها بدون هیچ هراسی روی مبل لم بدهد و به تلاش اطرافیانشان برای زنده ماندن و ادامه به زندگی سگی شان بخندند .
چیزی که شاید خیلی از انسان ها این روز ها با آن دست به گریبانند مسئله ای مهمتر از تکان های وسایل خانه است . نمی خواهم طوری نشان دهم که انگار می خواهم حرف خیلی مهمی بزنم ولی مواردی هست که مهم جلوه دادن آن ها به خیلی چیزها کمک می کند . ( یک جور هایی نشان دادم که می خواهم حرف مهمی بزنم :دی )
خیلی ها شک داشتن به هر چیزی و یا به نوعی عدم اطمینان ( این واژه را با کلی ترس انتخاب کردم ) را نشانه ی روشن فکری خود می دانند . چیزی در مایه های سیگار بهمن کوچک در دهه ی ۵۰ شمسی ( و شاید حتی این روز ها ) . عدم قطعیت این روزها باعث و بانی خیلی از مشکل ها شده است . یعنی ما شک می کنیم پس هستیم .
البته شاید قضیه فراتر از یک سیگار گوشه ی لب باشد . و فکر می کنم حتما هست !!!
این روز ها آن قدر دنیای انسان ها و اطراف آن ها پیچیده شده است که واقعا باید به خودمان حق بدهیم که با قاطعیت در مورد چیزی صحبت نکنیم . در بیشتر مواقع این جور صحبت کردن حماقت محض است . نوع کثرتی که در همه چیز ایجاد شده ، گریبانگیر خیل عظیمی از انسان ها شده است .
از بچه ها می پرسند چه می خواهند بخورند و آن ها نمی دانند و این بلاتکلیفی به گریه شان می اندازد . پدر و مادر ها می خواهند برای تفریح به بیرون از خانه بروند . ولی نمی دانند کجا ! نمی دانند با ماشین بروند یا نه ؟! از بچه ها می پرسند که دموکراسی را هم به نوعی رعایت کرده باشند . بچه ها هم تردید های خود را با تردید های پدر و مادرشان قاطی می بینند و باز از بلا تکلیفی گریه می کنند . بچه ها هم درگیر این عدم قاطعیت پدر مادر ها می شوند . پدر مادر ها هم با خود فکر می کنند عدم قاطعیت وجه مشخصه ی جوانان امروزی است . و ناگهان می بینیم این بلاتکلیفی و عدم قاطعیت همه را به گریه انداخته است .
در دنیایی که از همه چیز نوع های بسیار مختلف وجود دارد ، در دنیایی که دیگر برای توصیف یک انسان نمی توانیم با اطمینان صفتی را به کار ببریم و با به کار بردن آن ممکن است مجبور باشیم که کلی تبصره هم بیاوریم و در دنیایی که تعداد انتخابهایمان شدیدا زیاد شده است نمی توانیم به راحتی انتخاب کنیم و نگران این نباشیم که آیا درسترین گزینه را انتخاب کرده ایم ؟ ( کنکور را تصور کنید با سوال های ۲۰ گزینه ای !!! ) . دیگر خبری از پدر های مقتدر عصا به دست خانه های اعیانی نیست .
نوع نگاهمان به همه چیز با غباری از عدم اطمینان کدر شده است . این عدم قطعیت خیلی از جنبه های زندگی ما را فلج کرده است .
