می خواهم به کودکی باز گردم
و از کودکی به سایه
تو هم می آیی بلبل ؟
پس برویم
می خواهم به سایه باز گردم
و از سایه به گل
تو هم می آیی ای عطر ؟
پس برویم
می خواهم به گل بازگردم
و از گل به قلب
تو هم می آیی ای عشق ؟
خداحافظ .
می خواهم به کودکی باز گردم
و از کودکی به سایه
تو هم می آیی بلبل ؟
پس برویم
می خواهم به سایه باز گردم
و از سایه به گل
تو هم می آیی ای عطر ؟
پس برویم
می خواهم به گل بازگردم
و از گل به قلب
تو هم می آیی ای عشق ؟
خداحافظ .
این روز ها نمی دانم خودم به خودم گیر می دهم یا روزگار به من گیر می دهد . یا شاید تقصیر دوربین های جدیدالنصب دانشگاه است . یعنی دوربین ها به من گیر می دهند ؟مزخرف که شاخ و دم نداره همینطور بباف به هم .
این روز ها نمی دانم وقتی از تاکسی پیاده می شوم و می بینم باقیمانده ی پولم برایم خیلی عجیب است چگونه تعجب خودمو نشون بدم . به سرم بزنم و زمین و زمان را به فحش بکشم یا اینکه مانند یک انسان متشخص طوری رفتار کنم که انگار هیچ اتفاقی نیافتاده .
این روز ها نمی دانم واقعا خنده هایم مصنوعی است یا اینکه فقط فکر می کنم که اینچنین است . نمی دانم وقتی می خندم دیگران چگونه قضاوت می کنند . مگر قضاوت دیگران اهمیت هم دارد ؟ شاید دارد و من سالهاست بی خودی دارم با خودم می جنگم .
این روز ها نمی دانم چرا از " شریف " اینقدر بدم می آید . شاید نزدیکی زمان امتحان هاست که باعث و بانی این انزجار شده . شاید هم نه ! شاید تقصیر دوربین های جدیدالنصب دانشگاه است . کسی چه می داند!! نباید به " شریف " می آمدم .
این روز ها نمی دانم کله ام را به دیوار بکوبم یا پایم را . یا شاید هر دو را همزمان . مگه میشه ؟ راستی کدام یک درد بیشتری دارد ؟
این روز ها نمی دانم بنشینم وجود دوستی هایم را به خودم اثبات کنم یا وجود جواب برای معادله ی دیفرانسیل مرتبه دو را . مگر فرقی هم می کند ؟ هر دو شان جواب مستقل خطی به آدم می دهند .
این روز ها نمی دانم برای دوربین های جدیدالنصب دانشگاه شکلک در بیاورم یا برای خودم جلوی آینه و در آمفی تیاتر مرکزی ؟ شاید جلوی دوربین ها بهتر باشد ! لااقل در جایی ثبت می شود .