فکر می کنم همه ی ما این مطلب را قبول داشته باشیم ، کسانی که در دانشگاه های دولتی تهران قبول می شوند از ای کیو نسبتا بالایی برخوردارند . و آنهایی که در شریف قبول می شوند را باید جزو افراد باهوش جامعه در نظر بگیریم . کسانی که مثلا باید محققان و پژوهشگران جامعه باشند . کسانی که باید در آینده چرخ مملکت را بچرخانند .
ولی یک جای کار می لنگد . این آی کیو بالاها و مثلا باهوش ها چیز زیادی از هوش خود را در دانشگاه بروز نمی دهند . یا به قولی علاقه ای به بروز آن ندارند .
خیلی از افرادی که بیرون دانشگاه شریف هستند شریفی ها را یک مشت انسان مکانیکی که فقط بلدند درس بخوانند و با نمره ی بالا زندگی کنند می دانند . اگر به کسانی که با شریفی ها ارتباط ندارند بگویید که مثلا این ترم مشروط می شوید باور که نمی کنند هیچ چند تیکه ی آبدار هم بارتان می کنند . به نظر آن ها یک دانشجوی شریف فقط بلد است درس بخواند .
تقریبا همه ی ما می دانیم که اینگونه نیست . ولی قاعدتا باید این گونه باشد ! ما باهوش هستیم پس باید نمره ی بالا بیاوریم . خیلی از ما در شریف تنها کاری که انجام نمی دهیم درس خواندن است .
نمی دانم چرا کسی به این موضوع فکر نمی کند که چرا در شریف این همه معدل ۱۲ و ۱۳ وجود دارد . استاد ها سخت گیر هستند ؟ نه مشکل کار جای دیگری است . مشکل کار اینجاست که کسانیکه آن معدل ها را می آورند علاقه ای به درس خواندن ندارند . روحیه ی آنها با این فضای خشک شریف و کلاس هایش سازگار نیست . آنها آینده ی خود را در چیزهای دیگر می بینند . و جالب این جاست که هیچکدام از آنها شجاعت خارج شدن از شریف و تغییر رشته دادن را ندارند . و البته تجربه نشان می دهد که آنهایی که این کار را کردند معمولا موفق بوده اند . چون وقتی استعداد با علاقه عجین شود خیلی چیزها را می سازد .
شریف اصلا دانشگاه نیست . بیشتر شبیه یک ترمینال است که آدم ها به آنجا میروند تا به خارج کوچ کنند . تا مثلا برای خودشان زندگی بهتری بسازند . دریغ از اینکه بهترین سالهای عمرشان را از دست داده اند . تلفات شریف آرام آرام دارد زیاد می شود . کسانی که اگر به شریف نمی آمدند به خیلی جاها می رسیدند ، حالا فقط یک راه برای ادامه دارند . و آن هم درس است .
خدا را شکر می کنم که شریف رشته هایی مثل معماری امثال آن را ندارد . لااقل هنوز شریف نتوانسته رشته های هنری را گند بزند . شریف باید همان برق را می داشت و بس !
با همین نمره های ۱۰ و ۱۲ می سازیم . چون شجاعت تغییر ناگهانی را نداریم . به قولی نه دنیا را داریم و نه آخرت را !
پ . ن : شاید در این پست جواب کامنت ها را دادم !