نمی دانم چند درصد از شما کسانی هستید که خود را دارای شخصیت محکم و استوار می دانید . کسانی که با هر بادی در روند شکل گیری شخصیتشان تغییری رخ نمی دهد و احساس می کنید که یک کاراکتر خاص دارید که در هر شرایطی غیر قابل تغییر خواهد بود . فرق نمی کند که در مقابل چه کسی قرار بگیرید . همان چیزی که هستید می مانید و دیگران اگر شما را شناخته باشند می توانند بر اساس شناخت خود اعمال شما را در شرایط خاص حدس بزنند .
نمی دانم چند درصد از شما شخصیتی انعطاف پذیر دارید . یعنی بر اساس شرایط تصمیم گیری می کنید نه بر اساس نوع شخصیتتان . نه نه ! با حزب باد بودن اشتباه نگیرید . وقتی در مقابل کسی قرار می گیرید بر اساس بازی های او ، شما هم بازی می کنید . نه بر اساس قوانینی که ساخته و پرداخته ی ذهن شماست .
انسان هایی که شخصیتی انعطاف پذیر دارند اصولا انسان های اجتماعی تری نیز هستند . چون بر اساس رفتار طرف مقابل عکس العمل نشان می دهند . ابعادی از شخصیت خود را برای طرف مقابل نشان می دهند ( البته به صورت نا خود آگاه و به دور از نمایش ) که با شخصیت او سازگار باشد . مثلا اگر در مقابل یک انسان سرزنده و سر حال قرار گیرند ، حالت مادر مرده ها را به خود نمی گیرند .
ممکن است فکر کنید انسان هایی که دارای شخصیت انعطاف پذیر هستند دارای شخصیتی واحد نیستند . در حالی که اگر خود را شناخته باشند ( که معمولا اینچنین است ) شخصیتی در درون خود دارند که اساس حرکاتشان از آن نشات میگیرد .
منظورم مطرح کردن یک بحث روانشناسی صرف و به زعم بعضی از شما ، خسته کننده نیست . نگاهی به خودتان و اطرافتان بیاندازید . ممکن است بعضی از شما به خود لعن و نفرین بفرستید که چرا من آدم اجتماعی نیستم . چرا همیشه باید تنها سیر کنم . خیلی از شما ها با این تفکر که من با دیگران فرق دارم و آبم با آنها به یک جوب ( جوی ) نمی رود خیال خودتان را راحت کرده اید . ولی این تنهایی بیشتر از روی فقدان انعطاف است تا مسائل دیگر .
کمی انعطاف در رفتار و پندار موجب از بین رفتن خیلی از درد ها و رنج ها می شود . البته انعطافی که موجب اختلال در شخصیت نشود . خیلی ها انعطاف پذیری را با زندگی بی قید و بند اشتباه می گیرند و شدیدا از آن دوری می کنند . جریان همان انعطاف در یکی از پست های اول وبلاگ است .
پ . ن : بالاخره ( املای این کلمه منو دیوونه کرده ) پستی در باب روانشناسی که بحث مورد علاقه ی من است نوشتم . هر چند در پست های گذشته نیز رد پاهایی از آن دیده می شد .
پ . ن : این بحث ها خیلی طولانی تر از این حرف هاست . ولی از حوصله ی این بلاگ خارج است .
