تبليغاتX
مچاله کن و آتش بزن

مچاله کن و آتش بزن

 

زین پس عنوان " مچاله کن و آتش بزن " به

 " یه دختر تنها که دنبال دوست پسر می گرده " تغییر میابد .

" طرح افزایش بازدید های وبلاگ "

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت 23:4  توسط پیمان  | 

 

وبلاگ خیلی زیبایی دارید .

به من هم سر بزنید .

یا اگه بخوان آدم حسابی نشون بدن اینجوری می نویسند :

تو پست قبلیتون ، پاراگراف سوم ، خط چهارم یه کلمه آورده بودین

 که منو یاده نوشته های ریموند کارور انداخت ،

وبلاگ خیلی زیبایی دارید .

به من هم سر بزنید .

معادل سازی :

 شما چهره ی خیلی جذابی دارید .

این شمارم ، با من تماس بگیرین .

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 0:13  توسط پیمان 

قانون نمی دونم چندم حقوق بشر در این مورد که ، انسان حق داره حریم خصوصی داشته باشه و اینکه هیچ کس اجازه نداره به حریمش وارد بشه .

ما انسان ها ( حداقل از نوع ایرانیش ) زیاد به این موضوع اهمیت نمیدیم . اصولا یکی از تفریحاتمون وارد شدن به حریم خصوصیه زندگی دیگرانه . همش داریم دنبال یه سوراخ می گردیم که از توش زندگی دیگران رو دید بزنیم . البته اگه کار به همین جا ختم بشه جای شکرش باقیه . خیلی وقت ها به دید زدن اکتفا نمی کنیم و سعی می کنیم دخالت هم بکنیم . و این کار رو خیلی وقت ها از روی حماقت و مثلا برای کمک انجام می دهیم .

اصولا وبلاگ یک وبلاگ نویس ، در دایره ی حریم خصوصی وبلاگ نویس قرار می گیره . یکی از معدود جاهایی که ما ( صنف وبلاگ نویسان !!! ) قدرت داریم ، همین وبلاگمونه . و اصولا سعی می کنیم از نهایت قدرتمون هم استفاده کنیم .

وقتی بعضی از پست هام جایی برای ثبت کامنت های مخاطب نداشت ، خیلی ها اومدن گفتن که چرا کامنت ها رو بستی ؟ یا اینکه می ترسی کسی بد و بیراه بگه بهت ؟ جریان بر می گرده به همون حریم خصوصی و این حرف ها .

یک وبلاگ نویس حتی عقایدش رو هم ( که خیلی خصوصیه ) در اختیار دیگران قرار می ده تا بخونند و لذت ببرند ( از آن رو میگویم لذت می برند که وقتی آدم از یک پست لذت نبره قاعدتا می تونه اونو نخونه و اون ضربدر بالا رو بزنه .  خب اگه داره می خونه پس داره لذت می بره مگه اینکه مازوخیسم داشته باشه که اون موضوعش جداست ) . و در خیلی از مواقع اجازه ی دخالت رو ( با باز گذاشتن قسمت کامنت ها ) به مخاطباش می ده . مواقعی هست که یک وبلاگ نویس فقط از این موضوع خوشحال می شه که دیگران حریم خصوصیه اونو دید بزنن . ولی خیلی ناراحت می شه که دیگران در اون دخالت کنن . به خاطر همین موضوع ، اعمال قدرت می کنه و کامنت ها رو می بنده . یعنی موضوع اونقدر شخصیه که دوست نداره کسانی که هیچ اطلاعی از وبلاگ نویس و زندگی او ندارند بیایند و در مورد آن نظر بدهند  و همانطور که بار ها مشاهده کردیم در این مواقع ، نظرات خیلی پرت و بی ربط هستند .

در مواقعی که کامنت ها بسته است ، تمدن حکم می کنه که مخاطب فقط در مواقعی نظر بده ( آن هم در پست های بالاتر یا پایینتر ) که مطمئن باشه هیچگونه آسیب مادی یا معنوی متوجه صاحب وبلاگ نخواهد بود . حالا می خواد آن پست آنقدر مزخرف باشه که آدم نتونه جلوی فحش دادن و بد و بیراه گفتنش رو بگیره یا اینکه اینقدر بی مفهوم باشه که سقراط و ابولهول ( با هم ) نتوانند بفهمند منظور چیست .

خیلی وقت ها وقتی کسی برای درد و دل ( یا هرگونه صحبتی ) پیش شما می آید حتما نباید شروع به صحبت های مثلا تسکین دهدنده بکنید . خیلی وقت ها سکوت بهترین تسکین است .

وارد شدن بدون اجازه به حریم خصوصی دیگران ، چه در دنیای واقعی و چه در دنیای مجازی ، کاریست بس ناپسند و به دور از تمدن .

پ . ن : عنوان وبلاگ را بر وزن " ترور جسی جیمز توسط رابرت فورد بزدل " بخوانید .

پ . ن : سعی کردم اونقدر راحت حرفمو بزنم که کژ فهمی ، کج فهمی و گچ فهمی !!! پیش نیاد .

 

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم بهمن 1386ساعت 21:0  توسط پیمان  | 

 

فیلم ببینید و تحلیل کنید ولی گنده گوزی نکنید !

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم بهمن 1386ساعت 23:36  توسط پیمان 

 

خیلی وقت ها وقتی عصبانی می شویم دنبال مکانی می گردیم تا با فراغ بال فریاد بزنیم .

خیلی وقت ها وقتی خوشحال می شویم دنبال جایی می گردیم که با صدای بلند بخندیم .

خیلی وقت ها وقتی ناراحت می شویم دنبال سکوتی می گردیم که های های گریه را در آن سر دهیم .

خیلی وقت ها وقتی له و لورده می شویم دنبال دستی می گردیم که ما را از روی زمین بلند کند .

و این روز ها نه مکانی پیدا می کنیم برای خندیدن و فریاد زدن ، نه سکوتی برای گریه کردن و نه دستی برای با اطمینان گرفتن آن .

این روز ها به جای پیدا کردن آن مکان ها و آن سکوت ها و آن دست ها ، خودمان آن ها را می سازیم .

این روز ها وقتی ناراحت می شویم رنگ پیج ۳۶۰ امان سیاه می شود و کامنت هایمان را می بندیم .

این روز ها وقتی خوشحال می شویم رنگ پیج ۳۶۰ امان روشن می شود و " بلست " امید وار کننده میگذاریم .

این روز ها وقتی آنقدر له و لورده می شویم که نایی برای بلند شدن نداریم ، وبلاگمان را می بندیم و خداحافظی دردناکی !!! با دوستان مجازیمان می کنیم .

این روز ها وقتی از دست کسی ناراحت می شویم اولین کاری که می کنیم این است که از لیست دوستانمان در ۳۶۰ حذفش کنیم .

این روز ها با پست های وبلاگمان است که به دیگران می فهمانیم ما هم یک دردمان است .

این روز ها باید هر روز از خدا بخواهیم که ۳۶۰ و وبلاگ را از ما نگیرد !!!! و گرنه همین احساس تنها نبودن مجازی را هم نخواهیم داشت .

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم بهمن 1386ساعت 23:34  توسط پیمان  | 

 

اگر روشنفکر باشید به دیدن فیلم های جشنواره ی فجر می روید .

اگر روشنفکرتر باشید به دیدن تیاتر های جشنواره ی فجر می روید .

اگر خیلی روشنفکر باشید در هنگام پر کردن فرم نظر خواهی جشنواره سبک مورد علاقه تان را در فیلم تفکر برانگیز !!!! می زنید .

پ . ن : برای تنویر افکار عمومی سوال فرم نظر خواهی را عینا می نویسم :

۴ . تماشای چه سبکی را ترجیح می دهید ؟

۱ . عاطفی  ۲ . خنده آور  ۳ . ترس آور  ۴ . غم انگیز  ۵ . هیجانی  ۶ . تفکر برانگیز !!!

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم بهمن 1386ساعت 23:51  توسط پیمان 

 

 شاید یکی از خوبی های جشنواره ی فجر این باشد

 که نقطه شروع خیلی ها برای علاقه مندی به فیلم است .

و شاید نقطه شروعی برای روشنفکر شدن !!!!

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم بهمن 1386ساعت 0:57  توسط پیمان 

 

هر وقت یه اس ام اس با شماره ناشناس میاد ، میگم نکنه یکی عاشقم شده !! :دی

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت 1:22  توسط پیمان 

 

فیلم ایرانیو بدون سانسور دیدن ، حماقت محضه .

                                                   " یکی مثه ما "

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم بهمن 1386ساعت 23:36  توسط پیمان 

 

معمولا وقتی اطرافیانمان کارهایی انجام می دهند که ما را ناراحت می کند ، با خود می گوییم که مثلا من از فلانی انتظار چنین حرکتی یا چنین حرفی را نداشتم .  در روابط نزدیک تر که بر اساس عاطفه ی دو طرف شکل می گیرد معمولا تضاد های اینچنین بیشتر به چشم می آید . واژگانی همچون دروغ و خیانت خیلی وقت ها باعث به هم خوردن و از بین رفتن خیلی چیز ها شده است .

وقتی برای اولین بار با کسی برخورد می کنیم بدون هیچگونه ذهنیتی با طرف مقابل آغاز مراوده می کنیم . پس از چندی خود را آشنا به زوایا و خفایای شخصیت طرف مقابل می پنداریم . پس از چندی دیگر خود را آنچنان آگاه از همه چیز نشان می دهیم که انگار ما در ذهن طرف مقابل هستیم و همه چیز را به چشم می بینیم .

واژه ی خیانت بیشتر در مورد رابطه ی دو انسان که همجنس نیستن اطلاق می شود . خیلی وقت ها وقتی واژه ی خیانت به گوشمان می خورد ، به دنبال خیانت کننده می گردیم تا ابراز انزجار کنیم . و خدا را شکر می کنیم که ما جای خیانت شونده ( کسی که به او خیانت شده !! ) نیستیم . خودمان از خیانت می ترسیم و همیشه این شک را داریم که نکند طرف مقابل ما هم به ما خیانت کند !! بدون آنکه از چیزی خبر داشته باشیم . جالب این جاست معمولا کسانی به ما خیانت می کنند که اصلا فکرش را هم نمی کردیم . ( خیانت به معنای عام ) 

بهتر است از بحث خیانت خارج شویم تا ذهنمان بی هدف درگیر نشود .

ما از خیلی چیز ها خبر نداریم و در مورد آن نظریه صادر می کنیم . و معمولا بیشتر آسیب هایی که می بینیم معمولا از همین نظریه صادر کردن ها و حکم دادن های غلط است . در مورد اطرافیانمان ، دنیایی در ذهن خود ساخته ایم و بر اساس همان دنیای فانتزی در مورد همه چیز قضاوت می کنیم . جالب اینجاست که هر چه این دنیای ذهنی در مورد موضوعی مبهم تر و نا مشخص تر باشد بیشتر میل به قضاوت داریم . حکم می دهیم با اینکه نمی دانیم واقعیت چیست و اصلا چه خبر است !! در مورد همه چیز ، این موضوع درست است . امیدوارم ذهنتان زیاد درگیر خیانت و روابط بین انسان ها نشده باشد .

این عادت بد ما انسان ها ( که در مورد چیز هایی که از آن اطلاعی نداریم ، فضل پراکنی می کنیم ) در بعضی مواقع آنچنان به ضررمان تمام می شود که به سختی می شود آن را جبران کرد . دنیای ما همه چیز ماست ، ولی باید طوری با دنیایمان کنار بیاییم که نتواند تمام حکم های خود را صادر کند و در مورد همه چیز قضاوت کند . قضاوت کردن ، مخصوصا در مورد انسان ها ، خیلی سخت تر از آن است که فکرش را می کنیم .

کسانی که روزگاری در نظرمان مظلوم بوده اند حال تبدیل به ظالمانی درنده خو شده اند و کسانی که در نظرمان هیولاهایی بی شاخ و دم بوده اند حال به فرشتگانی پاک تبدیل شده اند .

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم بهمن 1386ساعت 0:1  توسط پیمان  | 

 

راهنمای ثبت نام دانشجو
ورود و ویرایش پست الکترونیک
ثبت نام و ترمیم دانشجو
لیست دروس ارایه شده ی دانشکده ها در ترم جاری

بدو واحد بردار . بدو باریکلا  .

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم بهمن 1386ساعت 14:17  توسط پیمان 

 

نمانده کمر !!!!

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم بهمن 1386ساعت 0:15  توسط پیمان 

 

امتحانا رو ول کن ، مرحله ی نمره گیریه بعد امتحانارو بچسب !

خدایا ! استادها را مهربان گردان .

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم بهمن 1386ساعت 22:29  توسط پیمان 

 

...

ـ ... تو هم منو دوست داری ؟

ـ من واقعا نمی دونم چی بگم ... اگه تو بودی چی می گفتی ؟

ـ یه شب تا صبح قدم می زدم و بعد می گفتم آره ...

 " شب های روشن . با کمی دخل و تصرف "

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم بهمن 1386ساعت 23:25  توسط پیمان